خوشهای نیست

خوشه ای نیست

این که از عشق تو از دور غمینم کافی است

خوشه ای نیست مرا دانه بچینم کافی است

بر سر کوی تو گر فرصت پرواز نبود

در غم عشق تو تا گوشه نشینم کافی است

غم و شادی است یکی تا که دل سوخته را

تا تویی بین همه خوبترینم کافی است

قبله گاه منی و روی نیازم با تُست

هر کجا رو به تو و، روی زمینم کافی است

تو همان یاس سفیدی چو نگینی در باغ

بین گل ها که تو باشی چو نگینم کافی است

آگهی از غم و از حسرت و ناکامی من

مایه ی شعر (رها)یی تو همینم کافی است

علی میرزائی(رها)   

/ 0 نظر / 56 بازدید