نگاه مهربانت کو

نگاه مهربانت کو

به چشمان سیاه تو نگاه مهربانت کو

به همراه نگاهت خنده های بی امانت کو

نه در چشم تو رویایی نه داری قلب شیدایی

ره آورد سفر جز اشک و حسرت ارمغانت کو

برون افتادم از باغ تو چون برگ خزان دیده

نپرسیدی تو هرگز باغ امید آشیانت کو

ز دنیا خسته و افسرده ام بی چاره ،بی چاره

به دیدار تو مشتاقم اجل اما نشانت کو

"رها"پرورده ای صد  یاس با طبع روان خود

برای یاس پروردن، دگر طبع روانت کو

علی میرزائی"رها"    

/ 0 نظر / 70 بازدید