دریای مجازی

دریای مجازی

با یک نگهت صید تو افتاد ز رفتار

در حلقه ی یک موی تو صد پای گرفتار

در خواب خوشی ای مه سیمین بدن اما

شب تا به سحر من زغم عشق تو بیدار

مانند اناری که خدا هدیه فرستاد

هر دانه ی تو شافی صد ها دل بیمار

با آمدن و رفتنت ای سرو خرامان

شوقی به سر آید و به دل حسرت بسیار

بنگر تو پریوار به دریای مجازی

بس قایق وامانده بر امواج ز رفتار

صد لیک و کامنت برایت بگذارند

شاهانه گذاری تو به دل حسرت دیدار

طبعم بود آماده و این قافیه هم باز

کافی است(رها) موعظه بر مردم هشیار

علی میرزائی(رها)

/ 0 نظر / 50 بازدید